سطرهای پنهانی
با پای دل قدم زدن ! آن هم کنار تو
اكثر هم بازي هاي دوران كودكيم پسر بودن توي همون دوران يه دوسته صميمي داشتم هم اسمه خودم! هنوزم با هم دوستيم ولي خيلي كم.آنقدر كم كه ديگه اسمش دوستي نيست ! بهترين دوست ِ دوران دبستانم دوستان دوران راهنمائيم كه هنوز هم با هم رفيقيم كم نيستن ! حنانه ، الهام ، صبا ، يكتا ، گلناز وفرناز و .... دوستان دوران دبيرستانمم هستن: متين ، مونا ، و دوباره گلناز . من و متين هميشه به هم وصل بوديم .( هنوزم هستيم ) متين يه دوسته واقعيه . ( دوست دارم وروجك ) دوستان دوران پيش دانشگاهي : الهه ، يه فرنازه ديگه ، شيما و همون گلنازهاي قبلي كه در واقع همشون يه نفره ! آدم كه دانشجو ميشه دوستانش زياد ميشن: پريسا ، شيما ، حميده ، فاطمه ، فرشته و اصله موضوع دوست جونم ! دوستان ديگه اي هم هستن كه آشنائي هاي جور و واجوري با هم داريم كه اگه اسمشونو نبرم ناراحت ميشن : مرضیه جوووووووووووونم دوستم توی کلاس زبان.( البته دوستیمون خیلی بیشتر از این حرفاست) شهربانو كه خواننده ي دائم وبلاگمه دختره دوست بابامه كه منم باهاش حسابي دوستم. زهره هم ، همسفر مكه بوده هم دختره دوسته بابامه. غراله جونم كه فاميلمونه و من خيلي دوستش دارم. مهسا خانم فاميله نزديكه و هم بازي دوران طفوليت و البته هنوز. سارا جونم كه تازه عروس خانم شده فاميله و هم بازي كودكي. فروغ خانمه گل كه هم رشته اي منه و ساكن اصفهان. اما ! رفيق فابريكام سه نفرن ! زينب جونم كه نفسمه ومن نفسش ! متين جونم كه جونم بهش وصله ! فريماه جونم ( همون دوست جونم كه بالا بود ) كه اگه نباشه منم نيستم ! ناگفته نمونه كه يه خواهر و يه برادر از همه ي اينا گذشته دونفر هستن كه خييييييييييييليييييييييي زياد دوستشون دارم ! البته اگه اين جوري فرض كنيم كه همه ي آدماي محبوب هوادارانشونو دوست دارن من هم از طرفه اونا دوست داشته ميشم ! عمو رضاي گل: كاپيتان رائول:
بیا قانونِ شبُ با هم بزاریم زیرِ پا ! یغما گلروئی
: مهران ، مهدي ، مسعود ، حامد و چندتاي ديگه كه اسمشون يادم نيست !
غزاله ست كه هنوزم با اينكه اون براي ادامه تحصيل رفته مالزي ما با هم دوستيم!26 دي تولدشه.از همين راهه دور مي بوسمت خانمي .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فوق العاده دارم كه بهتر از هزارتا دوستن!
![]()

![]()
غصه ها رو خط بزن ! من دیگه فکرِ شادی ام !
فکرِ رقصیدن تو این سلول انفرادی ام !
داره با تو حسِ تازه ای می یاد سراغِ من !
حس پل زدن به رویا ! شوق زیر و رو شدن !
شوق پاره کردن پیله ی نامرئی شب !
شوق آتیش زدن رخت بلند میر غضب !
غصه هاتُ خط بزن ! بزار عوض شه این هوا !
دیگه طاقت ندارم چشماتو گریون ببینم !
نمی خوام دنیا رُ از روزنِ زندون ببینم!
دستامُ بگیر تا این قفلای بسته وا بشن !
خنده رُ یادم بیار حتی شده توی کفن !
| Design By : Night Skin |
