سطرهای پنهانی
با پای دل قدم زدن ! آن هم کنار تو
ديگر سراغت را از نارنج ِ رها شده در پياله آب نخواهم گرفت ديگر سراغت را از ماه ، ماه ِ درشت و گلگون نخواهم گرفت ديگر سراغت را از گلدان شكسته بر ايوان آذر ماه نخواهم گرفت ديگر نه خواب ِ گريه تا سحر نه ترس ِ گم شدن از نشاني ماه ديگر نه بن بست ِ باد و نه بلنداي ديوار بي سوال ... ! من ، همين من ِ ساده ... باور كن براي يك بار برخاستن هزار هزار بار فرو افتاده ام. ديگر ميدانم نشاني ها همه درست ! كوچه همان كوچه ي قديمي و كاشي همان كاشي ِ شب شكسته ي هفتم، خانه همان خانه و باد كه بي راه و بستر تهي ! حالا مي دانم همه ما جوري غريب ادامه ي دريا و نشاني ِ آن شوق ِ پُر گريه ايم. گريه در گريه،خنده به شوق، نوش ! نوش ... لا جرعه ي ليالي ! در جمع من و اين بغض بي قرار جاي تو خالي
| Design By : Night Skin |

