تبليغاتX
سطرهای پنهانی - من قامت بلند تو را در قصيده اي با نقش قلب تو، تصوير مي كنم


سطرهای پنهانی

با پای دل قدم زدن ! آن هم کنار تو





















گل به گل، سنگ به سنگ اين دشت

يادگاران تواند

رفته اي اينك و هر سبزه و سنگ

در تمام در و دشت

سوكواران تواند

در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد

رفته اي اينك، اما آيا

باز بر مي گردي ؟

چه تمناي محالي دارم

خنده ام مي گيرد

*****

...

و چه روياهايي

كه تبه گشت و گذشت

و چه پيوند صميميتها،

كه به آساني يك رشته گسست

چه اميدي، چه اميد ؟

چه نهالي كه نشاندم من و بي بر گرديد

دل من مي سوزد،

كه قناريها را پر بستند

كه پر پاك پرستوها را بشكستند

و كبوترها را

- آه، كبوترها را

و چه اميد عظيمي به عبث انجاميد

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 21:46 توسط س.م| |


Design By : Night Skin